محمد مؤمن بن محمد زمان الطبيب التنكابني ( حكيم مؤمن )
260
تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى )
[ 579 ] روغن وزغ : جهت درد مقعد و درد بواسير ، به غايت آزموده است هر گاه از حرارت باشد ، وزغ را با پيهء بز كوبيده ، در آب بجوشانند تا مهرّا شود و روغنى كه بر روى آب بعد از سرد شدن آب بسته شود بردارند و اگر دنبالهء بادنجان را سائيده اضافه كنند جهت بواسير بارد نافع است و داغ كردن ما بين خنصر و بنصر دست چپ ، جهت قطع خون بواسير و داغ كردن مفصل ترقوه جهت رياح بواسير از مجربات است . [ 580 ] روغنى كه موى را بروياند : به غايت قوى الاثر است : ذراريح - كه به لغت تنكابن ، دارساس و به لغت اصفهان ، سين نامند - بال و سر او را قطع كرده ، سه درهم را سائيده ، با يك اوقيه روغن بان بجوشانند تا اندك غليظ شود و با مشك و عنبر خوشبو كرده ، بمالند تا موضع آبله كند و موى برآيد . باب دوازدهم : در مرهمها و ذرورات جراحات و ما يتعلق بها مخترع مرهم ، گويند « بقراط » است و تصريح نمودهاند كه اكثر مراهم مدتها باقى مىماند و هر چه صموغ بسيار داشته باشد ، تا بيست سال قوت او باقى است . و بعضى را معتقَد آن است كه هر چه با روغن زيتون ساخته شود قوتش ساقط نمىگردد و آنچه با شحوم ترتيب يابد قوتش تا يك سال باقى مىماند . شرط است كه موم زياده از نصف روغن و كمتر از ربع او نباشد ؛ بلكه ادويه ، شش جزء و روغن ، پنج جزء و موم ، ربع جزء باشد و ضماد ، اعم از مرهم ، و مرهم مخصوص جراحات است و آنچه در قوهء جراحت باشد ، شرط است كه موم زياده از نصف روغن و كمتر از ربع آن نباشد . جهت مبرودين ، روغن زيتون رسيده كنند و در غير آن ، روغن زيتون نارس كه - زيت انفاق نامند - و در مواد يابسه روغن كنجد كنند و موم را اولًا با روغن و شحوم بگدازند و از سر آتش به زير آورده ، ادويهء صمغيه را اوّل در آن حل كنند ، پس ادويهء مسحوقه را مخلوط سازند و طريق حل عنبر و مصطكى و علك البطم و موميايى و سگبينج و امثال او چنان است كه در قِدر مضاعف باشد ؛ يعنى ظرف را آب در آن كرده ، بر آتش گذارند تا آب به جوش آيد و ظرفى كوچك را روغن مخصوص كرده ، در ميان آب ظرف اوّل بگذارند تا روغن از حرارت آب گرم شود ، پس عنبر و امثال او را روغن ريزند تا حل شود